زندگینامه و یادداشتهای زندان ، حجت‌الاسلام حسین خندق‌آبادی

فرزند محمد در سال 1296 ش در تهران متولد شد. پس از طی تحصیلات مقدماتی برای فراگیری علوم اسلامی راهی شهر قم شد. فعالیت‌های سیاسی ـ فرهنگی خود را با سخنرانی در مساجد و هیئت‌های مذهبی تهران نظیر انصارالعباس، بین‌الطلوعین و بنی‌فاطمه شروع نمود. اولین‌بار در سال 1339 ش توسط ساواک احضار و مورد تذکر واقع شد. در سال 1341 ش دستگیر و زندانی شد. در جریان قیام پانزده خرداد از جمله دستگیرشدگان بود.

حجه‌الاسلام خندق‌آبادی سرانجم در دیماه سال 1345 در شب 21 ماه رمضان هنگام قرآن به‌سر گرفتن در مسجد خندق‌آباد سکته کرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و در ابن‌بابویه به خاک سپرده شد. در تشییع جنازه وی تشییع‌کنندگان شعار می‌دادند:

رفت ز دار دنیا حجه‌الاسلام ما                             خمینی بت‌شکن برس به فریاد ما

 
بسمه‌تعالی

موحد چو در پای ریزی زرش                             چو شمشیر هندی نهی بر سرش

امید و هراسش نباشد ز کس                      همین است معنی توحید و بس

مدتی که در زندان افتخارآمیز موقت شهربانی بودیم به جرم دفاع از حریم قرآن و دفاع از حقوق خاندان محترم پیغمبر اکرم و نبی مکرم سلام‌الله علیهم اجمعین یکی از الطاف پروردگار در آن مدت که شامل حال حقیر بود استفاده از محضر علما و دانشمندان و رجال علم و وعاظ محترم تهران و شهرستانها بود که خاطراتی فراموش‌ناشدنی در قلب ما باقی گذارد من‌جمله آشنا شدن با دانشمند محترم عمادالواعظین و زبده‌المبلغین آقای شیخ محمود واعظ تبریزی مشهور به (وحدت) می‌باشد که برای حقیر بسیار پرارزش می‌باشد و این چند سطر به عنوان یادگار قلمی گردید که در مظان استجابت دعا حقیر را فراموش نفرمایند.

حسین خندق‌آبادی

10 / صفر / 1383

بسمه‌تعالی

الا بذکرالله تطمئن القلوب.[1] تمام افراد بشر در نهاد خود یک حالت ترس و وحشتی احساس می‌کند بشر از چه می‌ترسد از مرگ از مرض از ورشکستگی از فقر از ذلت و همین ترس و وحشت از آتیه است که دنیای روشن و جهان زیبا را در نظر انسان یک جهنم سوزان و محیطی وحشت‌آور جلوه‌گر ساخته و شب و روز با خوف و ترس و هراس و دلهره انسان می‌گذراند، لکن در میان تمام طبقات و افراد انسان مردمی که در هر حال به یاد خدا هستند و تکیه‌گاهشان مرکز قدرت‌ها که قدرت پروردگاری است ابداً ترس و هراسی ندارند نه از مرگ و از کشته شدن از فقر و مرض نه از محرومیت و ذلت و لذا مدتی که زندان موقت شهربانی در خدمت علماء عظام و وعاظ گرام تهران و ولایات به جرم مبارزه با ظلم و بیداد و دفاع از حریم قرآن و پیغمبر اکرم و خاندان گرامش بازداشت بودیم روحی مطمئن و قلبی آرام داشتیم و از هیچ پیش‌آمدی ترس و هراس نداشتم و این چند سطر را در دفتر جناب مستطاب ثقه‌الاسلام والمسلمین آقای حاج محسن آقا محدث‌زاده فرزند مرحوم محدث عالی‌مقام حجه‌الاسلام آقای حاج شیخ عباس قمی به عنوان یادبود ایام زندان نگارش یافت.

حسین خندق‌آبادی

13 / صفر / 83

بسمه‌تعالی

طپیدن‌های دلها ناله شد آهسته آهسته                    فزونتر گر شود این ناله‌ها فریاد می‌گردد

به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زانرو                      که بنیاد جفا و جور بی‌بنیاد می‌گردد

بعد از ایام زمانی که در زندان موقت شهربانی تهران در خدمت علما و وعاظ گرام تهران و شهرستانها به جرم حمایت از قانون و حریم مقدس اسلام زندانی بودیم این چند سطر را به عنوان یادبود در دفتر دانشمند معظم و واعظ محترم جناب آقای عیسی اهری دامت توفیقاته نوشتم.

حسین خندق‌آبادی

11/4/42

اشجع‌الناس من غلب هواه[2]

عبارت فوق از گفتار گرانبهای مولی‌الموحدین علی علیه‌السلام می‌باشد که برای پیروانش و سایر افراد بشر درسی است بسیار آموزنده. آری شجاع‌ترین مردم و بافضیلت‌ترین افراد کسی است که بر هوای نفس و شهواتش غالب گردد و لذا مبارزه با شهوات در منطق پیغمبر به جهاد اکبر تبعید گردیده.

چند سطرح فوق به عنوان یادبود ایامی که در زندان موقت شهربانی با جمعی از علما و وعاظ محترم تهران و شهرستانها بودیم و آقایان درباره شجاعت سخنرانی می‌فرمودند به درخواست دوست ارجمند سلام‌السلادات جناب آقای سیدابوالحسن طباطبایی نگارش یافت.

حسین خندق‌‌آبادی

12/4/42

بسمه‌تعالی

ای یوم من الموت افر                                  یوم لم یقدر ام یوم قدر

یوم لم یقدر لم اخش الردی                                   و اذا قدر لم یغن الحذر[3]

یکی از عوامل پیشرفت برق‌آسای دین مقدس اسلام در ابتدای امر بی‌علاقه‌ گی به دنیا و استقبال از مرگ و شهادت بود و مسلم از آن روزی که مسلمین هر روز سنگری را از دست دادند و شروع به عقب‌نشینی نمودند که به زرد و سرخ دنیا دلباخته، از مرگ و کشته شدن خائف و ترسان گردیدند و برای اینکه به منطق تربیت‌شدگان مکتب پیغمبر بخواهیم آشنا شویم. رباعی فوق که منتسب به امیر مؤمنان می‌باشد شاید گویاترین است و بسیار جای خوشوقتی است که اخیراً یک جهش همه‌جانبه و همگانی در مسلمین مشاهده می‌شود و برای مبارزه با فساد و ظلم و بیداد و دفاع از حریم قرآن و حقوق پیغمبر اکرم (ص) و خاندان گرامش سلام‌الله علیهم اجمعین چندین هزار کشته داده و چندین هزار در گوشه زندانها به‌سر می‌برند من‌جمله متجاوز از یک ماه است که در یک قسمت مختصر از بازداشتگاه موقت شهربانی در حدود پنجاه نفر از علما اسلام و مبلغین گرام تهران و شهرستانها زندانی می‌باشند و قابل توجه این است که همه دارای عزتی آهنین و اراده خلل‌ناپذیر می‌باشند و مصمم هستند که تا سرحد موفقیت از پای ننشینند و یکی از آنها جناب مستطاب ثقه‌الاسلام مروج‌الاحکام آقای سیدجواد الیاسی دامت توفیقاته می‌باشد.

این چند سطرح را به عنوان یادبود ایام زندان نگاشتم و اسئله ان لا ینسانی فی مظان استجابه الدعا.

حسین خندق‌آبادی

16/4/42

بسمه‌تعالی

فاستقم کما امرت[4]

برای رسیدن به هدف و موفقیت یگانه راه بعد از عنایت پروردگار پشتکار و استقامت است.

آنکه در راه طلب خسته نگردد هرگز                      پای پر آبله و بادیه پیمان من است

زندان شهربانی ـ حسین خندق‌آبادی


 

[1]. سوره رعد، آیه 28.

[2]. من لا یحضره‌الفقیه، ج 4، ص 394.

[3]. بحارالانوار، ج 32، ص 508.

[4]. سوره هود، آیه 112.

 

منبع : یادداشتهای زندان ، ص 107 - 113

 


      © 2007 CopyRight. Allright Reserved