از 15 خرداد بيشتر بدانيم

شهدای 15 خرداد شهرستان ورامین

 

1ـ شهید سیّدمرتضی طباطبایی رفیعی                                   

«سیّد شهیدان 15 خرداد ورامین»              

به سال 1308 در خانواده‌ای مذهبی در محمّدآباد عربها دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارشان حاج سیّدرضا طباطبایی از کودکی فرزند را به مکتب‌خانه شیخ فتح‌اللّه صانعی فرستاد که آن سالها در محمّدآباد سکونت داشتند. شهید طباطبایی دروس مدرسه را نیز تا ششم ابتدایی قدیم گذراندند و در امور مذهبی و فرهنگی خصوصاً ایّام محرّم و صفر و ماه مبارک رمضان نقش مهمّی در برپایی مراسم‌ها داشتند و ادعیّه ماه مبارک رمضان را برای عموم، خودشان در مسجد قرائت می‌فرمودند. از پدر خانمشان نقل می‌کردند که شهید طباطبایی در دعای افتتاح وقتی به جمله وَقَتلاً فی سَبیلِکَ فَوفّق لنَا می‌رسیدند دستها را به سوی آسمان بلند نموده و می‌فرمودند: «خدایا، شهادت در راه خودت را نصیبم کن». ایشان از ثمره زندگی مشترک دارای چهار فرزند به نامهای حسن و حسین و محسن و زینب شدند، که این نامگذاری بیانگر عشق به اهل بیت پیامبر اکرم (ص) است.

تلاش مستمّر آن بزرگوار در رفع مشکلات کشاورزان در منطقه زبانزد است، که نمونه آن اقدام از طریق بانک کشاورزی است که با گرفتن وام و حفر چاه عمیق در روستا، آن را جهت رفع مشکل آب روستا در سال 1341 به ثمر رساندند، که تأثیر خوبی بر جای نهاد، و از نمونه کارهای انقلابی آن شهید، ارتباط و رفت و آمد به منزل آیت‌الله العظمی خمینی و دیگر مراجع در قم است، که در توزیع اعلامیه‌ها در آن سالها در سطح شهرستان ورامین نقش کلیدی داشتند.

آن شهید بزرگوار در حادثه فیضیّه فروردین 42 حضور داشتند و بدست کماندوهای رژیم ضرب و شتم و سخت مجروح شدند.

آن انقلابی غیرتمند، در قیام 15 خرداد از روستای محمّدآباد تا پل باقرآباد مشوّق قیام‌کنندگان بود، که در عصر خونین 15 خرداد در باقرآباد به دست جلادان رژیم پهلوی به شهادت رسیده و جنازه خونینش همراه دیگر شهدا توسط نظامیان به مسکرآباد منتقل و غریبانه به خاک سپرده شد.

سالها بعد،‌ بخاطر اهانت رژیم پهلوی به مقبره شهدای مسکرآباد، که آنجا را زباله‌دانی کرده بودند، با پیگیری خانواده، جسدش شناسایی و نبش قبر و پیکرش محترمانه در جوار بارگاه امامزاده ابراهیم (ع) محمّدآباد عربها به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

2ـ شهید عزّت‌اللّه رجبی

به سال 1312 در خانواده‌ای مذهبی از پدری متدیّن و کشاورز سخت کوش در سنادرک از روستاهای کهن پیشوا دیده به جهان گشود.

از دوران نوجوانی با عشق و ارادت به ائمّه معصومین علیهم‌السّلام در سخنرانی‌ها و مراسمهای مذهبی در صحن امامزاده جعفر (ع) حضور فعّال داشته و در امر کشاورزی نیز کنار پدر بزرگوارشان به همراه برادران کمک کار پدر بودند.

فرزند غیرتمند و پرجوش و خروش مشهدی نصراللّه از ثمره ازدواج دارای فرزندی به نام علی شد.

آن شهید بزرگوار با داشتن روحیه ظلم‌ستیزی در مقابل ظلم اربابها نسبت به رعایای مظلوم ساکت نمی‌ماند و همیشه از آنها دفاع می‌کرد.

شهید عزّت‌اللّه رجبی در قیام 15 خرداد از صحن امامزاده جعفر بن موسی الکاظم (ع) پیشوای ورامین همراه قیام‌کنندگان حضور داشته و شور و هیجان انقلابی او در تشویق جمعیّت تأثیر به سزایی داشت.

در حوالی باقرآباد نیز حرکت شجاعانه‌اش جلوی جمعیّت، عامل مهمّی در استمرار حرکت قیام‌کنندگان بود.

آن شهید بزرگوار در غروب خونین 15 خرداد در باقرآباد جمعیّت هدف گلوله نظامیان شاهنشاهی قرار گرفت و در خون سرخش غلطید.

شهادت او خشم مردم را برانگیخت و خروشی در قیام ایجاد نمود. جنازه آن شهید بزرگوار به همراه دیگر شهدا توسّط رژیم به مسکرآباد منتقل و غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

 

3ـ شهید امیر «هوشنگ» معصومشاهی

به سال 1314 در خانواده‌ای متدیّن و باسابقه تاریخی شهر ورامین دیده به جهان گشود.

از سنین نوجوانی در سخنرانیها و مراسمهای مذهبی حضور فعّال داشته و در رونق آنها نقش به سزایی داشت.

شهید بزرگوار در کنار پدر بزرگوارشان حاج عبّاس معصومشاهی در نانوایی همراه برادران خویش حاج غلامحسین، حاج غلامرضا و حاج محمّد کمک کار پدر بودند و در رسیدگی به محرومان و مستضعفان فعالیّت زیادی داشتند.

شهید معصومشاهی بعدها در شغل مغازه‌داری به شراکت برادرشان حاج غلامرضا نیز در رفع حاجات مردم نقش به سزایی داشتند.

از برادران بزرگوارشان نقل شده: آن شهید غیرتمند در سفرهای زیارتی به مشهد مقدّس وجوهی علاوه بر سهمین تقدیم ‌آیت‌الله العظمی میلانی می‌کردند تا خرج طلبه‌ها و حوزه‌های علمیّه شود.

آن شهید بزرگوار در قیام 15 خرداد از شهر ورامین با قیام‌کنندگان همراه شده و با عشق و ارادت وصف‌ناپذیر به اسلام و امام، جمعیّت را همراهی می‌کردند.

از برادرشان حاج محمّد معصومشاهی نقل شده که: وقتی ایشان بین راه به شهید فرمودند که اگر از اینجا برگردیم چه می‌شود؟ شهید فرمودند: کوفی‌ها برگشتند، ما اهل کوفه نیستیم که برگردیم.

شهید معصومشاهی با سینه‌ای مالامال از عشق به مقتدای خویش خمینی کبیر در باقرآباد جلوی جمعیّت با اصابت گلوله به قلب مبارکشان در خون سرخ خویش غلطیده و به شهادت رسیدند. جنازه خونین آن شهید بزرگوار توسط دژخیمان رژیم ستمشاهی به مسکرآباد منتقل و همراه دیگر شهدا غریبانه به خاک سپرده شد، ولی چراغ راه خونینش هدایتگر جوانان ورامین شد.

روحش شاد و یادش همیشه زنده باد.

 

4ـ شهید جعفر عرب مقصودی

به سال 1314 در خانواده‌ای مذهبی و کشاورز در روستای محمّدآباد عربها دیده به جهان گشود.

فرزند برومند مشهدی ابوالقاسم از سنین نوجوانی با عشق و ارادت به اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم‌السّلام در امور مذهبی و فرهنگی همراه شهید بزرگوار سیّدمرتضی طباطبایی همرزم آن سیّد شهید بودند.

شهید عرب مقصودی در امور کشاورزی نیز با سعی و تلاش و کوشش فراوان که زبانزد مردم روستای محمّدآباد است، در کنار پدر بزرگوار در امرار و معاش خانواده سهم به سزایی داشتند.

آن شهید بزرگوار در سنین جوانی با ازدواجی مبارک دارای پنج فرزند به نامهای داوود و محمّدرضا و علی و فاطمه و زهرا شد.

شهید جعفر عرب مقصودی در قیام 15 خرداد از محمّدآباد عربها همراه قیام‌کنندگان شده و در این مقدّس جهت اعتراض نسبت به دستگیری آیت‌الله العظمی خمینی کبیر توسط رژیم پهلوی عازم تهران بودند، که در باقر‌آباد از ناحیه پا هدف گلوله جلادان شاه قرار گرفته، که با دستگیری و بازداشت ایشان بعد از قیام توسّط رژیم، به جهت عدم رسیدگی به زخم ایشان در بازداشتگاه، زخم پایشان کزاز نموده که بعداً در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به درجه رفیع شهادت نائل شدند. جسد آن شهید بزرگوار توسط عمّال رژیم پهلوی در مکانی نامعلوم به خاک سپرده شده که هنوز ازمزار آن شهید بزرگوار اثری در دست نیست.

روح آن شهید گمنام تاریخ شاد و یادش همیشه زنده باد.

 

5ـ شهید مسیّب مهابادی

به سال 1294 در خانواده‌ای متدیّن و مذهبی از پدری بزرگوار و سخت‌کوش دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارشان مشهدی محمّد صادق مهابادی از روستای قلعه‌نو کهنک بوده است. آن شهید بزرگوار با جوانی انقلابی به نام شهید سیّدمرتضی طباطبایی ارتباط نزدیک داشتند.

این ارتباط استمرار یافته و شهید در مراسمهای دینی و فرهنگی حضوری فعّالانه از خود نشان می‌دادند.

آن بزرگوار از طریق همرزمان با مقتدای خویش آیت‌الله العظمی خمینی آشنایی پیدا کرده و در راه تبلیغ از راه انقلابیِ بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران از تلاش و کوشش دریغ نکردند.

شهید مسیّب مهابادی بعد از گذراندن خدمت سربازی ازدواج نموده و از این ازدواج دارای چهار فرزند به نامهای حسن و حسین و عبّاس و زینب بوده که راه پدر شهیدشان را سرلوحه زندگی قرار دادند.

شهید مهابادی در قیام 15 خرداد از حوالی پیشوای ورامین با عظمی راسخ با قیام‌کنندگان همراه شدند که در بین راه با عشق به مقتدای خویش در باقرآباد به دست دژخیمان شاه مورد هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیدند.

جنازه خونین آن عاشق اسلام و امام به همراه دیگر شهدا توسط جلادان رژیم پهلوی به مسکرآباد منتقل و غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

6ـ شهید ابوالقاسم اردستانی

به سال 1313 در خانواده‌ای مذهبی و متدیّن در روستای کهنک از توابع پیشوای ورامین دیده به جهان گشود.

فرزند عزیز مشهدی عبّاسعلی اردستانی از سنین نوجوانی در مراسمهای مذهبی و فرهنگی حضور فعّال داشته و با نوحه‌خوانی و ذکر مصیبت ائمّه معصومین علیهم‌السّلام در ماههای محرّم و صفر و ماه رمضان و مناسبتهای دیگر، دل ارادتمندان ائمّه طاهرین را متوجّه مظلومیت آن بزرگواران می‌کرد.

شهید بزرگوار در کنار برنامه‌های دینی، کنار پدر در کشاورزی مددکار خانواده بوده و در امرار معاش نقش فعّالی داشتند.

ایشان بعد از گذراندن دوران سربازی ازدواج نموده و دارای سه فرزند به نامهای اکبر و علی‌اصغر و کبری شد.

آن شهید بزرگوار در قیام 15 خرداد با شور و حال وصف‌ناپذیری حضور یافتند و در طیّ مسیر با سابقه‌ نوحه‌خوانی خویش، نوحه معروف

هر که دارد هوس کربُبلا بسم اللّه...

را با سوز و گداز می‌خواندند، که جمعیّت قیام‌کننده که جلوی آنها عدّه‌ای کفن‌پوش حرکت می‌کردند با جاری شدن اشک از چشمانشان ایشان را در خواندن نوحه همراهی می‌کردند.

آن شهید بزرگوار و دلباخته اهل بیت (علیهم‌السّلام) و خمینی کبیر در باقرآباد به دست جلادان رژیم پهلوی هدف گلوله قرار گرفته و همچون یاران سیّدالشهدا با چهره‌ای خونین به ملاقات حق شتافتند.

جنازه خونین آن دلباخته سیّدالشهدا و اصحاب باوفایش به همراه دیگر شهدا توسّط دژخیمان رژیم به مسکرآباد منتقل و در آنجا غریبانه به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش مستدام و پر رهرو باد.

 

7ـ شهید حسن خانی

به سال 1318 در روستای جعفرآباد اخوان از توابع شهر ورامین در خانواده‌ای مذهبی و متدیّن و سخت‌کوش دیده به جهان گشود.

فرزند بزرگوار مشهدی شمس‌علی خانی، در کنار پدر در امرار و معاش منزل حضوری مؤثّر داشته و در کنار آن در امور دینی و فرهنگی با اخلاص و فداکاری تأثیر به‌سزایی بین اطرافیان داشتند.

ایشان در سنین جوانی به قم رفت و آمد داشته و با دفاتر مراجع و آیت‌اللّه العظمی خمینی در ارتباط بودند که بعد از ازدواج، روزی در حال زیارت حضرت معصومه (س) آن بزرگوار را واسطه درگاه الهی قرار دادند که خداوند به ایشان فرزندی عنایت کند.

با تولّد فرزند، نامش را به احترام حضرت معصومه (س) معصومه گذاشتند. آن شهید بزرگوار در قیام 15 خرداد ورامین حضوری فعّالانه داشته و همراه قیام‌کنندگان هدف گلوله کماندوهای رژیم پهلوی قرار گرفته و به شهادت رسیدند.

از جنازه این شهید تا به حال اثری بدست نیامده و ظاهراً به دست رژیم، غریبانه در مسکرآباد به خاک آرمیده باشند.

 


      © 2007 CopyRight. Allright Reserved