|
٭ جواد
کامور بخشایش
کتاب سه سال ستیز مرجعیت شیعه که به قلم
روحالله حسینیان به نگارش در آمده در صدد تجزیه و
تحلیل وقایع سالهای 1341 ـ 1343 و به ویژه تحلیل
تقابل مرجعیت شیعه با حکومت پهلوی است و به اعتقاد
نویسنده، ادامة سلسله کتابهایی است که دربارة
«جریانشناسی شیعه از بدو پیدایش آن تا 1343»
نوشته شده و میکوشد با استناد به اسناد و اطلاعات
جدید، بازخوانی مجددی از سه سال ستیز مرجعیت شیعه
با استبداد شاه و سلطه امریکا ارائه دهد.
کتاب سه سال ستیز مرجعیت به وقایع نهضت اسلامی از
مهر 1341 تا آبان 1343 پرداخته و اثبات میکند که
مبارزة سه سالة مرجعیت شیعه ستیزی علیه استعمار
امریکا و استبداد شاه بوده است. بخش اول کتاب به
تحلیل ماهیت نظام سلطهگر امریکا پرداخته و
اقدامات سلطهگرانة
امریکا در سراسر دنیا را مورد بررسی قرار میدهد،
سپس به روند سلطة آن کشور در ایران میپردازد و
موضوعاتی چون «خیز امریکاییان برای نفت ایران»،
«اصل چهار ترومن»، «پیمان نظامی سنتو» و «تأسیس
ساواک» در ایران را به تجزیه و تحلیل مینشیند.
بخش دوم کتاب به تحلیل مبارزات علمای شیعه به
رهبری امام خمینی و توضیح و تبیین وقایع نهضت از
دوره اصلاحات ارضی تا قتل حسنعلی منصور در بهمن
1343 اختصاص یافته و رویارویی مرجعیت شیعه و رژیم
شاه، تشدید آن رویارویی و سرانجام رویارویی مستقیم
امام خمینی با سلطه امریکا و تبعید شدن آن حضرت را
مورد بررسی قرار میدهد.
نویسنده در بخشی از کتاب به تحلیل قیام 15 خرداد
پرداخته مینویسد: «قیام 15 خرداد نقطه عطفی در
تاریخ مبارزات نیروهای مذهبی با رژیم پهلوی بود.
پانزدهم خرداد 1342 اوج رویارویی روحانیت شیعه با
رژیم استبدادی شاهنشاهی ایران بود تا جایی که امام
خمینی مبدأ انقلاب اسلامی را پانزدهم خرداد اعلام
کردند. اگر برای انقلابها باید مبدأ تاریخی در نظر
گرفته شود و انقلاب را یک فرایند بدانیم دقیقترین
مبدأ و آغازین درست، همان 15 خرداد است زیرا
روحانیت شیعه در این تاریخ به جایی رسید که هیچ
راه بازگشت و انعطاف در قبال رژیم در مقابل خود
نمیدید و از همین تاریخ بود که مرجعیت شیعه به
این نتیجه رسید که یک راه در پیشرو دارد و آن
سرنگونی رژیم است.» (ص 293)
در صفحاتی از این کتاب، دربارةقیام 15 خرداد
میخوانیم:
سخنان تهدیدآمیز شاه نشان میدهد که سرکوب قیام 15
خرداد 1342 نه تنها یک اقدام تصادفی یا انفعالی
رژیم نبود، بلکه اقدامی از پیش تعیین شده و هدفمند
بود که طراحان آمریکایی از قبل پیشبینی کرده
بودند و شخص شاه نیز مجری آن بود. حتی دولت کندی
نیروهای سرکوب را در ارتش ایران تأسیس و سازماندهی
کرده بود و شاه نیز در 15 خرداد از همان نیروهای
ویژه استفاده کرد. به تحقیق جیمزبیل کارشناس دولت
کندی، سازمان سیا در امور ایران، برای سرکوب
شورشهای داخلی نیرویی را به نام «کلاه قرمزها» که
همردیف «کلاه سبزهای آمریکا» بود، سازماندهی
کردند و «از آنجا که شاه از این شیوه پشتیبانی
امریکاییان آگاهی کامل داشت، کوچکترین تأملی در
این که برای سرکوب تظاهرات 1962 (1341 ش) در
دانشگاه و ژوئن 1963 (خرداد 1342) در خیابانهای
تهران از کماندوهای نیروی ویژه استفاده کند، از
خود نشان نداد.»
سخنرانی قاطع، صریح و افشاگرانه و شاهشکن امام
خمینی چون بمب در سرتاسر ایران طنین افکند و ارکان
رژیم را به لرزه انداخت. رژیم تصمیم گرفت با
دستگیری رهبری و یاران مجاهد او نهضت را سرکوب
نماید، اما تقدیر الهی بر آن بود که همه اقدامات
رژیم عامل تسریع و توسعهی نهضت گردد.
دستگیری امام خمینی: رژیم شاه در یک جمعبندی از
حوادث گذشته به این نتیجه رسید که در صورت دستگیری
رهبری نهضت و چند نفر از روحانیون مبارز هوادار
امام خمینی،اعتراضات در حال فراگیر شدن خاموش
خواهد شد.
ساواک نیز در یک تحلیل از قیام روحانیون در دهه
اول محرم به این نتیجه رسید که ممکن است حوادث
مشروطیت تکرار شود. ساواک در گزارش تحلیلی خود
تصریح کرد: «حملات دستهجمعی روحانیون و ملایان در
روی منابر و علیه شاه و دولت، حیثیت دستگاههای
دولت را پایین آورده و اگر حملات دستهجمعی ملاها
و دستگاههای روحانی در دو ماه محرم و صفر ادامه
یابد، یقیناً سبب تهییج افکار عمومی خواهد شد و به
تدریج نفوذ معنوی روحانیون و ملاها زیاد شده تا
جایی که نفوذ کلام و اثر اعلامیه و نشریات آنها
حوادث نظیر آنچه در مشروطیت ایران میگذشت به
وجودذ آورد.» ساواک در همین گزارش تحلیلی نفوذ
روبه گسترش امام خمینی را نشانه پیروزی روحانیت
مبارز دانست و اعلام کرد: «پخش عکسهای متعدد
آیتالله خمینی در مساجد، منابر و به خصوص پشت
شیشهی مغازهها ویترینهای دکاکین بازار و
مغازههای خیابانها و معابر، یکی دیگر از
نشانههای پیروزی روحانیون مخالف شاه و دولت است.»
رژیم شاه برمبنای این تحلیل و جلوگیری از تکرار
انقلاب مشروطه تصمیم گرفت رهبر نهضت را دستگیر
نماید. موضوع به رئیس شهربانی قم ابلاغ شد و تصمیم
گرفته شد پس از نیمههای شب پانزدهم خرداد، آن گاه
که همهی چشمها در خواب است،رهبر انقلاب دستگیر
شود.
طبق گزارش سرهنگ سیدحسین پرتو، رئیس شهربانی قم،
ساعت 30/3 بامداد پانزدهم خرداد، نیروهای ساواک و
شهربانی به منزل امام خمینی یورش بردند. علیرغم
اینکه نیروهای رژیم احتمال میدادند «در منزل
خمینی عدهای مستحفظ وی باشند، لیکن در موقع
دستگیری غیر از دو نفر در منزل وی کسی نبود.» از
این گزارش چنین استنباط میشود که حتی امام آماده
دستگیری بود. طبق این گزارش «امام خمینی در آن
موقع بیدار و لباس پوشیده بود، حاضر و خود را
معرفی نمود که روحالله خمینی من هستم. به دیگران
کاری نداشته باشید.» این جمله حضرت امام در
عکسالعمل نیروهای رژیم بود که خادم بیت را مورد
ضرب و شتم قرار داده بودند تا جای ایشان را که در
منزل حاج آقا مصطفی روبروی بیت استراحت میکرد،
نشان بدهد. گزارش به این ضرب و شتم اشاره میکند و
مینویسد: «در جریان دستگیری فقط یک نفر در منزل
خمینی قدری مجروح و یک نفر که قصد داد و بیداد و
فریاد داشت دستگیر و از داد و فریاد او جلوگیری و
پس از دستگیری خمیمی آزاد شد.» امام خمینی پس از
دستگیری همراه سرهنگ مولوی رئیس ساواک تهران و
عدهای از گارد ساواک به تهران اعزام شدند...
به اعتقاد نویسنده نهضت سه سالة رهبری تشیع در
ایران در فضای زور و تزویر حاکم و ناآگاهی تودهها
و ظواهر مترقی اصلاحات امریکایی از پرافتخارترین
حرکتهای مرجعیت تشیع در طول تاریخ مبارزات خود
میباشد که هنوز ماهیت آن بایسته و شایسته مورد
تبیین و تفسیر قرار نگرفته است. نویسنده کتاب
استقامت رهبری تشیع زیر بمباران تبلیغاتی
امریکائیان و رژیم شاه و مرعوب نشدن آنان را از
بینظیرترین قطعات تاریخ تشیع دانسته است.
سه سال ستیز مرجعیت در 530 صفحه و توسط مرکز اسناد
انقلاب اسلامی در تابستان 1382 انتشار یافته است.
|